�?تاده شورش محشر به دشت كربلا امشب

دل آل علي باشد به محنت مبتلا امشب

ز يكسو مادري نالان ، به يكسو كودكي گريان

كشند از سوز دل ا�?غان به دشت كربلا امشب

به يكسو كودكي مه وش ، ز بي آبي نموده غش

ز آه تشنگان آتش ، گر�?ته ماسوي امشب

نشسته زينب اطهر ، گر�?ته كودكان در بر

�?شاند، خون ز چشم تر، به صد شور و نوا امشب

ز سوز سينه ط�?لان ، شده چشم ملك گريان

دل اهل ولا نالان بود در اين عزا امشب

ابوال�?ضل آن مهين سرور ، علمدار است بر لشگر

برادر را بود ياور به دشت نينوا امشب

بود مامور آب امشب رود هر سو به تاب و ��ب

كه شد سقائيش منصب ز شبل مرتضي امشب

مرحوم تمکین کرمانشاهی

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.