امشب عزیز �?اطمه مهمان خواهر می شود

�?ردا میان قتلگه در خون شناور می شود

امشب درون خیمه گه دارد هزاران گ�?تگو

�?ردا در این صحرا سرش دلدار خنجر می شود

امشب بهع سقا بس سخن  گوید ز سوز تشنگی

�?ردا تمم باغ او لب تشنه پرپر می شود

امشب چو شمعی پر شرر تا صبح می سوزد ولی

�?ردا ز جور کو�?یان  بی عون جع�?ر می شود

امشب همه پروانه ها دور و برش پر می زنند

�?ردا �?دای راه حق  بی شیر اصغر می شود

امشب یتیم مجتبی بنهاده سر دوش عمو

�?ردا ز سم اسبها صد پاره پیکر می شود

امشب تمام دیده ها رو جانب لیلا بود

زیرا که چون �?ردا شود مجنون اکبر می شود

امشب مناجات حسین تا عرش اعلا می رود

�?ردا سرش از تن جدا مهمان مادر می شود

امشب کند زینب دعا هر گز نگردد صبحدم

�?ردا ز جور خصم  دون  بی یار و یاور می شود

امشب  ز راز دشت خون  زینب حکایت می کند

�?ردا کنار علقمه او بی برادر می شود

امشب برای روز نو در ک�? نمانده چاره اش

�?ردا سر جانان جدا از تیغ و خنجر می شود

                                            حبیب الله موحد

با سلام و عرض ادب :

دوستان شما میتواتید از طریق ایمیل این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید با ما در ارتباط باشید.